سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

دادن خبر اومدن عزیزدلم به مامان جون اینا

سلام مامانی صبحت بخیر خوبی گلم؟ دیروز آخر به مامان جون اینا و خاله های مهربونت گفتیم. باورشون نمیشد اما وقتی دیدن که خیلی جدی داریم میگیم کلی خوشحال شدن و تبریک گفتن. راستی یه خبر واست دارم خاله فاطمه هم نی نی داره و فقط 10 روز کوچکتر از شماست... امیدوارم هردوتون صحیح و سالم بیاین بغل مامانتون. به خاله مرضیه هم گفتم و کلی خوشحال شد. عزیزم با نی نی خاله مرضیه هم 1 ماه و نیم فاصله داری و کوچیکتری. وقتی هم که بابازارع اینا گفتیم خیلی راحت باور کرد و گفت: من خودم میدونستم، چون از قبل خواب دیده بودم انشالله که خدا همه نی نی ها رو حفظ کنه.... قرار بود واسه عید با مامان جون اینا بریم کربلا. نمیدونم الان با این وضعیت به صلاح هست ...
5 بهمن 1392

خدایا شکرت .... دیدن قلب کوچولوت

سلام مامانی دو روز پیش حالم بد شد و تهوع بدی گرفتم... واسه همین بابایی وقتی از سرکار اومد مجبورم کرد که حتما همین امروز بریم سونو. باباییت همش نگران بود که خدای ناکرده یوقت بارداری خارج از رحمی نباشه و واسه من خطری نداشته باشه... منم اینقدر حال نداشتم که دیگه باهاش بحث نکردم و پاشدم و حاضر شدم که بریم سونو. اون سونویی که خودم مدنظرم بود برم باید از چند روز قبلش نوبت میگرفتم ولی رفتیم پیش یه خانم دکتر دیگه که خاله مرضیه هم پیشش میره. چندتا خانوم باردار هم اونجا بودن و ازشون پرسیدم کارش چطوره و همه گفتن خوبه. منم توکل کردم به خدا و رفتم تو. چون اول هفته 6 بودم احتمال میدادم که قلبتو نتونه ببینه . اول نگاه کرد و گفت: fetal pole is n...
2 بهمن 1392

ورود به هفته ششم

سلام عزیزدلم خوبی مامان؟ میدونی الان تو چه وضعیتی هستی اگه خدا بخواد؟ چشم‌ها و گوش‌ها شروع به شکل گرفتن می کنند. جنین حدود نیم سانتی‌متر است . در جلوی مغز دو قسمت شاخه مانند تو خالی رشد می کنند و دو کاسه چشم را تشکیل می دهند. داخل هر حفره، سلول‌های پوستی به عدسی و قرنیه تبدیل می شوند. قلب که هنوز از تخم یک شقایق بزرگ‌تر نیست، شروع به تپیدن می کند و گلبول‌های قرمز ابتدایی در بدن جنین به جریان می افتند. لوله عصبی که مغز را به نخاع متصل می کند، بسته شده و یک قسمت آن را مغز و طرف دیگر،نخاع را تشکیل می دهد. خداروشکر تا الان همه چیز خوب پیش رفته انشالله تا 6 بهمن هم که بخوام برم سونو و صدای قلب کوچول...
28 دی 1392

عزیز دل مامانی سلام

عزیزدلم سلام امروز دقیقا 4هفته و 6 روزمه .... ماشالله شما هم بزرگ شدینا اینکه حالت تهوع ندارم یه خورده نگرانم میکنه ولی خب مامان جون و خاله فاطمه هم تو بارداری هاشون حالت تهوع نداشتن و این میتونه نشونه خوبی باشه دیروز یه خورده انرژی منفی از نی نی سایت گرفتم واسه مشکلاتی که واسه بچه ها افتاده بود و کلی نگران شما شدم اما بابایی بهم روحیه داد و منم قول دادم که به خدا توکل کنم و اینقدر منفی بافی نکنم خدایا خودت کمک کن تا نی نی مون سالم بیاد تو بغلمون عشقم الان شما توی این مرحله اید: تنها یک هفته از زمان اتصال جنین که اندازه یک هسته سیب است به دیواره رحم می گذرد. با این وجود پیشرفت چشمگیری دارد. در این زمان جفت جنین و بند ناف، ...
19 دی 1392

عزیزدلم سلام

سلام مامانی یه خورده موسیقی گوش دادم الان بهترم.... یادم اومد که بهت نگفتم چطوری بابایی رو سورپرایز کردم دیروز از آز که اومدم خونه رو مرتب کردم، ناهار درست و منتظر بابایی شدم. جواب آزمایشگاه رو اینطور نشون بابامحمد دادم:     بابایی هم کلی خوشحال شد .... (خدا بازم شکرت) عصرش هم رفتم دکتر که بهم گفت الان چهارهفته داری و انشالله هفته هفتم باید بری سونو.... امیدوارم همه چیز به خوبی بگذره انشالله تا اونموقع منم میرم پایان نامه امو جمع و جور کنم که بعدش با خیال راحت همش پیش شما باشم. چقدر دوست داشتم الان بیکار میبودم و همش در رابطه با بارداری و اینجورچیزها سرچ میکردم ولی خب عیب نداره اینجوری هم زم...
16 دی 1392

استرس...

سلام نمیدونم چرا امروز یدفعه استرس گرفتم ..... استرس واسه اینکه شما سالم باشی..... واسه مسئولیت ها از خدا میخوام کمکم کنه (انشالله) راستی عزیزم دیشب دکتر بهم گفت اگه تا دو هفته دیگه تهوعت شروع نشد یعنی تهوع نمی گیری. ازت یه خواهش داشتم که هوای مامانی و داشته باشی و یه جوری تو دلم زندگی کنی که مامانی اذیت نشه و بتونه پایان نامه شو بنویسه....... آخه ماه بعد باید دفاع کنم. دوست دارم و به خدا سپردمت..... فالله خیر حافظا و هو الرحم الراحمین ...
16 دی 1392

عزیزم خوش اومدی ی ی

الان دارم از آزمایشگاه میام از دیروز تا الان 4تا بی بی گذاشتم که همه + شدن قرار بود با بابایی بریم آز بدیم بعدازظهر ولی خواستم سورپرایزش کرده باشم واسه همین صبحی رفتم آز قربونت برم تیتر بتا 643.2 شد.... خیلی خوشحالم که اومدی انشالله که لیاقتتو داشته باشیم و خدا کمک کنه 9ماه رو به راحتی بگذرونم گلم اون داخل مواظب خودت باش..... خدایا نی نیمو به تو می سپرم...... مواظبش باش ممنون
15 دی 1392